

کیمیاگر:از این پس به حرف قلبت گوش کن،اون میتونه گنج رو بهت نشون بده.
جوان:پس این چیزی بود که باید یاد میگرفتم؟
کیمیاگر:نه ،اونچه که باید بدونی اینه،همیشه پیش از تحقق یک رویا جهان تصمیمم میگیره تموم اونچه که یادگرفتی رو امتحان کنه.این کار رو از سر بدجنسی نمیکنه ،این کار واسه اینه که بتونیم درکنار رویامون بر درس هایی که یادگرفتیم هم تسلط پیدا کنیم.تووی این لحظه هست که بخش بزرگی از مردم منصرف میشن.توو زبون صحرا بهش میگن مُردن از تشنگی وقتی که نخل ها ظاهر میشن.یک جستجو همیشه با بخت تازه کار شروع و با اثبات فاتح بودن پایان میگیره.
جوان به یاد یه ضرب المثل کهن از سرزمینش افتاد که می گفت:تاریک ترین ساعت قبل از طلوع خورشید فرا میرسد.....(کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو)
من این کتاب رو به صورت صوتی و با صدای زیبای محسن نامجو گوش کردم
ایشون باصدای بسیار قابل انعطاف خودشون بجای نزدیک به سی شخصیت در این داستان صحبت میکنه(جوان،پیرزن،پادشاه،بازرگان،دزد،کیمیاگر،کاروان سالار،راهزن ها و .....)
الآن که قراره اینترنتا دوباره شارژ بشه فک نکنم 50 مگابایت زیاد باشه(هرچند در هر حالتی خرید این کتاب ارزشش رو داره).امیدوارم هرکی میتونه کتابش رو بخره و هرکی هم مثل من از ورق زدن خسته میشه کتاب صوتیش رو دانلود و گوش بکنه.
نوشته ها و حرفهای پائولوکوئلیو واقعا زیباست....
در پایان هم امیدوارم هرکی که این کتاب رو خونده یا بعدا میخونه یک جمله زیر این مطلب بنویسه یا اگه میتونه یک بحث با دیگران داشته باشه.