گفتم مادر   گفت جانم          گفتم درد دارم       گفت به جانم 

گفتم خسته ام        گفت پریشانم !!!! 



گفتم: گرسنه ام


گفت: بخور از سهم نانم.!


گفتم: کجا بخوابم.؟


گفت روي چشمانم. 


گفتم : پارچ آب ریخت روی فرش 


گفت : ای خدا ذلیلت کنه . بمیری ایشا الله 


از دستت راحت شم!!!!!!