مادر
گفتم مادر گفت جانم گفتم درد دارم گفت به جانم
گفتم خسته ام گفت پریشانم !!!!

گفتم: گرسنه ام
گفت: بخور از سهم نانم.!
گفتم: کجا بخوابم.؟
گفت روي چشمانم.
گفتم : پارچ آب ریخت روی فرش
گفت : ای خدا ذلیلت کنه . بمیری ایشا الله
از دستت راحت شم!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:47 توسط زهرا.ص
|
اسپاچول بردار گچارو خط خطی کن، تلافیه