نوشته‌یPouria Alami

ابرستاره از پنجره به بارکنج نگریست و همجوار آبشویه افشانه زد و با پا بافه را کناری زد. سپس در پَرْوَندان دنبال پَرْوَن‌جاها گشت. اما نبود. چراغک سرد بود و خمیراک ماسیده بود. یادش آمد پی‌غذا نخورده. هوس برگک کرد. ابرستاره در پایان اعصابش خرد شد و سه تا پوشینه خورد و پوشن را از روی چتربال برداشت و خودش را از دست فرهنگستان زبان و ادب فارسی فانتزی با بادپر به بیرون پرت کرد.

 

متن بالا با استفاده از کلمات جدید مصوب فرهنگستان مفخم زبان و ادب فارسی تهیه شده است که برای چزاندن بچه مناسب است. 

کلمات پایین مصوبات فرهنگستان فانتزی است که احتمالا برای شادسازی جامعه تهیه شده است. 

 

ابرستاره = سوپراستار / بارکنج = کانتینر

آبشویه = فلاش‌تانک / افشانه = اسپری

بافه = کابل / پَرْوَندان = زونکن

پَرْوَن‌جا = فایل / چراغک = وارمر

خمیراک = پاستا / پی‌غذا = دسر

برگک = چیپس / پوشینه = کپسول

پوشن = کاور / چتربال = پاراگلایدر

بادپر = گلایدر / فانتزی = نامتعارف، غیرمعمولی، غیرضروری. 

 

با این اوصاف به نظر ما که عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی کاملا فانتزی است. پایان